محمد تقي جعفري
19
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در جملات مورد تفسير ملاحظه مىكنيم مورد انتقاد و طرد هم قرار گرفته است . البته كلماتى مانند متيم حب شديد ، و إله در منابع معتبر ( دعاى كميل و آيهء مباركه قرآن و دعاى امين اللَّه ) آمده است ، كه به معناى شيفتگى و بيقرارى است . لذا منظور ما از عشق مطلوب در اين مباحث مفهوم اسلامى آنست . 2 - محبت بدرجه اى از شدت مىرسد كه محبوب را جزئى از خود ايده آل قرار مىدهد [ اگر محبوب در عظمت و ارزش از او پايينتر و يا با او مساوى باشد ] و يا خود ايده آل را جزئى از محبوب تلقى مىكند [ اگر محبوب در عظمت بالاتر از او بوده باشد . ] در اين موقع محبت عشق ناميده مىشود لذا بايد گفت : عشق آن كيفيت روانى است كه همهء استعدادها و نيروهاى درونى آدمى را براى بثمر رسانيدن گرايش و محبت شديد به آنچه كه خير و كمال تلقى شده است آماده مىنمايد . 3 - تا آنجا كه مطالعات و تفكرات بشرى رسيده است ، مىتوان گفت : مفهوم جامع عشق عبارتست از نهايت خواستن حقيقتى ( معشوق ) كه از نظر جمال و جلال براى خود ايده آل آدمى ، عاليترين آرمان تلقى شده است . عشق به اين معنى به جلال و كمال هم متعلق مىشود كه شايستگى حقيقى نهايت محبت و اشتياق را دارا مىباشد . 4 - ارزش عشق را با تمامى ابعاد حيات بايد سنجيد به اين معنى كه چون انسان در پديدهء عشق همهء ابعاد حيات خود را به معشوق خود پيوند مىزند ، لذا عشق يك انسان مىتواند بيان كنندهء ارزش همهء ابعاد حيات وى بوده باشد . اگر ما درست بينديشيم ، قبول خواهيم كرد كه تفسير هويت شخصيت آدمى با عشقى است كه در وى براى يك موجود ، تحقق يافته است و بعيد نيست كه تفسير هويت شخصيت ، با انديشه كه در دو بيت زير آمده است ، انديشهء همراه با محبت شديد كه عشق ناميده شده است ، بوده باشد - اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى گر بود انديشه ات گل ، گلشنى و ربود خارى تو هيمهء گلخنى خلاصه ، آدمى در حالت عشق همهء موجوديت و سرگذشت و سرنوشت خود را با عشق و مختصات آن رقم مىزند ، لذا براى اين كه ارزش موجوديت و سرگذشت و سرنوشت